تبليغاتX
پیش بینی مسابقات فوتبال با میلیون ها ریال جایزه در سایت بی طرف لذت و مستی

لذت و مستی

حرفهایی از سر دلتنگی

همه هستی من ...

 

 

میزان سن ها تموم شد

آره همه چیز اینجا خوبه

فقط دوری از کودکانم داره روانیم میکنه

 

 

شنبه که بیاد

که میاد

مثل همه شنبه های که اومدند

که رفتند

رتوش از ابتدا تا اینک

و حال

ترانه هاتو مرور کن مومن

تا فصل پرواز و انتظار فقط یه یا حسین دیگه مونده

زمزمه کن با همه ترکهای روحت

پرواز رو بامن تجربه کن

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت12:49توسط محمدرضامولودی | |

یه گیر بزرگ دارم

با هزار و هزار گیر دیگه

نمیشه جمعشون کرد خیلی میشه سرسام میگیری بشمریش نشمرش

یاد اون روزایی می افتم که بچه هام

تو خونه دنبالم میکردن که کف پاهامو قلقلک بدن

ومن با فریاد ازشون فرار میکردم

و اونا از اون ته تههای دلشون میخندیدند

آخه من خیلی به این یکی حساسم میدونی؟

یا حسین به دادم برس خیلی گیر دارم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وللش

نمیشه جمعشون کرد خیلی میشه نشمرشون میگم نشمرشون سرسام میگیری

آره

یه گیر بزرگ

که با هزار و هزار گیر قبلی

یه کلاف بزرگ پیچیده میشن

نه

ممکن نیست نمیشه بازشون کرد

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت21:36توسط محمدرضامولودی | |

بگم همه چی خوبه؟!

چَشم

آره همه چی خوبه

جون تو!!

+نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت20:49توسط محمدرضامولودی | |


آی آدمها ، که بر ساحل نشسته شاد و خندانيد ،
يک نفر در آب دارد می‌سپارد جان
يک نفر دارد که دست و پای دائم می‌زند
روی ِ اين دريای ِ تند و تيره و سنگين که می‌دانيد ،
آن زمان که مست هستيد
از خيال ِ دست يابيدن به دشمن ،
آن زمان که پيش ِ خود بيهوده پنداريد
که گرفتستيد دست ِ ناتوان را
تا توانائی ِ بهتر را پديد آريد ،
آن زمان که تنگ می‌بنديد
بر کمرهاتان کمربند ...
در چه هنگامی بگويم ؟
يک نفر در آب دارد می‌کند بيهوده جان ، قربان .
آی آدمها که بر ساحل بساط ِ دلگشا داريد ،
نان به سفره جامه تان بر تن ،
يک نفر در آب می‌خواند شما را
موج ِ سنگين را به دست ِ خسته می‌کوبد ،
باز می‌دارد دهان با چشم ِ از وحشت دريده
سايه‌هاتان را ز راه ِ دور ديده ،
آب را بلعيده در گود ِ کبود و هر زمان بيتابی‌اش افزون .
می‌کند زين آبها بيرون
گاه سر ، گه پا ،
آی آدمها !
او ز راه ِ مرگ اين کهنه جهان را بازمی‌پايد ،
می‌زند فرياد و امّيد ِ کمک دارد .
آی آدمها که روی ِ ساحل ِ آرام در کار ِ تماشائيد !
موج می‌کوبد به روی ِ ساحل ِ خاموش ،
پخش می‌گردد چنان مستی به جای افتاده . بس مدهوش
می‌رود ، نعره‌زنان اين بانگ باز از دور می‌آيد ،
آی آدمها !
و صدای ِ باد هر دم دلگزاتر ،
در صدای ِ باد بانگ ِ او رهاتر ،
از ميان ِ آبهای ِ دور و نزديک
باز در گوش اين نداها ،
آی آدمها !
 
منبع وبلاگ روز نویس

+نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت20:26توسط محمدرضامولودی | |

[

 

سلامی دیگر
میدونی
اینروزها دارم همه اش به این فکر میکنم که
خدا چقدر میتونه بزرگ باشه
اون بزرگه
خوبه
همه نیاز منو میفهمه و میدونه
امروز دخترم بهم زنگ زد و من در خودم تکرار کنان براش خوندم
این دختره
عزیز دردونه
یکی یه دونه
چراغ خونه
پیش باباییش
واسه همیشه
میخواد بمونه
باباش دوسش میداره
باباش براش میمیره
براش کادو میگیره
گرفته باز هم میگیره
و بعد اون برام خوند
این دختره
زیبای خفته
همش می افته
واسه باباییش
قصه نگفته
هفته به هفته
راز دلشو
بجز بابایی
به کس نگفته
باباش  دوسش میداره
باباش براش میمیره
براش کادو میگیره
گرفته بازم میگیره
وزندگی رو خدا در بغضی پیچید و برام کادو فرستاد و من هنوز میخوندم
این دختره
عشق باباشه
قلب باباشه
عمر باباشه
جون باباشه
مال باباشه
باباش  دوسش میداره
باباش براش میمیره
براش کادو میگیره
گرفته بازم میگیره
و غروب خوزستان رسید و من کنار مزار شهدای اروند داشتم دعا میخوندم و عکس گشته شدگان رو میدیدم و بعد
رفتم تو شهر و به هم همه و ول وله مردم ذل زدم
تماته کیلو چند آقا
و خدا همچنان با من بود

 

+نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت18:10توسط محمدرضامولودی | |

 آرامش )

 

لحظه خاموش ميشينه به انتظار  ،  وقتي كه روي موهات دست مي كشم

 

شبم آروم ، دلم عاشق ، خونه گرم  ،  با نگاهت همدمַ آرامشم

 

ماه و از پنجره دعوت مي كنم  ،  كسي غيرַ اون مارو نمي بينه

 

چقدر خوشرنگي مثه گلاي باغ  ،  طعمַ اشكام روي لبهات شيرينه

 

ميشم رنگַ آسمونַ چشمַ تو  ،  وقتي از خودت واسم حرف ميزني

 

وقتي مي خندي شبو گم ميكنم  ،  تو مثه طلوع خورشيد روشني

 

بازم از عشق بگو براي من  ،  از خودت بگو كه دلتنگي برام

 

لحظه ها رو دوست دارم وقتي چشات  ،  دوباره خيره ميشه توي چشام

 

با تواز ياد مي برم غصه هامو  ،  با اين مهربونيات عاشق شدم

 

چیزی از دنيا نمي خوام وقتي كه  ،  تورو دارم توي آغوشַ خودم

http://forouzanmozafari.blogfa.com/

+نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت19:17توسط محمدرضامولودی | |

سال نو مبارک

+نوشته شده در شنبه یکم فروردین 1388ساعت18:49توسط محمدرضامولودی | |