تبليغاتX
پیش بینی مسابقات فوتبال با میلیون ها ریال جایزه در سایت بی طرف لذت و مستی

لذت و مستی

حرفهایی از سر دلتنگی

این همه آنچه بود که گذشت              

ترانه

بوسه

غروب

پاییز

در سی و هشت سالگی

متولد شدم

و ترانه

و غروب

وبستر خیس نوازش های شبانه ام

به کابوس پر رنگ آسمان

دانه های باران

به همه دانش اندک و بیمارم حتی

طلوع میبخشد

من

برای بار چندم

از مادری مهربان

زاده شدم

+نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت20:58توسط محمدرضامولودی | |

زندگی واژه سردیست

همنام هوس

و گلیمی بیرون ز جفا

زندگی اما باز

فریاد بلندیست تا مرز عطش

وسکوتی سنگین

لبریز صدا

اینچنین محکومیم

اينچنين در مانده

اينچنين از سر فقر

آرزو هاي حقارت زده فكر تو را

ميكشم بر صورت

ومن آواز قديم ساليان تقدير

و من از جاده دور

ومن از جاده دير

خواب ديرين تو را ميبلعم

تو مرا ميخواني؟

تو مرا با يك خط

گرچه بد گون و كريح

گرچه مخدوش و سياه

تو مرا ميخواني؟

و كسي آنسوتر

مينگارد من را

و فضا مي نوشد

در پس سوگندم

من در انديشه ناب

كاش ميشد

آسمان دل من پيدا بود

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت2:4توسط محمدرضامولودی | |

همیشه فکر میکردم

نه اینطوری میگم که

یعنی...اَه چه سخت شده امروز حرف زدم

اصلا نمیگم اینطوری بهتره

پاری وقتا احساستو واسه خودتم نمیتونی تعریفش کنی چه به ...

از همسرایی مختار یه فیلم تهیه کردم البته گوشه هایی از یک تمرینو و داره آماده میشه که واسه ستاد برگزاری ارسال بشه

داریم واسه همدان آماده میشیم

کاشکی جشنواره ما سمنان بود اما چه جای گله که حتماً اینطوری واسمون بهتر بوده

بچه ها دارن آماده میشن

فقط باهاس دعامون کنی

چی بگی؟!

بگو

خدایا چنان کن سرانجام کار

                                       تو خوشنود باشی و مارستگار

                                                                                                           یا حق

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت12:40توسط محمدرضامولودی | |

+نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت0:26توسط محمدرضامولودی | |

 این روزها داره به  من خیلی خوش میگذره

 

 

نمیدونم تا حالا فکر کردین که خدا وقتی بهمون بی حد لطف میکنه چطور باهاس شکر گزاری کنید یا نه

چه روزی بود امروز و چه روز هاییست این روز ها

هر روز  بیش از نه ساعت تمرین میکنم و همزمان دو نمایش رو آماده میکنم

همسرایی مختار رو  واسه جشنواره سراسری  عاشوراییان و گُل و قداره رو واسه جشنواره تئاتر منطقه ای و گرچه بیبرنامهگی هایی مثل مجهول ماندن هنوزه محل و تاریخ برگزاری  یه ریزه عصبی ام میکنه اما از حلاوت این روزها سر سوزنی کم نمیکنه

امروز یه بار واسه همه هواهای بارونی اس ام اس هم زدم

به خدا گفتم

محبوب تنهای من

چطو میخوای دل بیزار منو به ریز ریز جزییات زندگی ام بچسبونی

چطو هان؟

و شنیدم که گفت

خدا رو میگم

بخوان مرا

صدایم کن تا

دستهایت هیچگاه تنها نماند

خودمو واسه رفتن به فجر آماده میکنم حالا اگه اون بخواد میشه و اگه نخواد هیچ اتفاقی نمی افته

اینه

این همه زندگیه                             نه جیغ نزن این پوستر نیست همینجوریه

وجز این هم نیست

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت0:58توسط محمدرضامولودی | |

صبا رادمان:
چنانچه در شماره‌های پیشین این مقاله خواندیم، امروزه‌ دراماتورژ نقش مهم و کلیدی‌ای در یک گروه نمایشی به عهده دارد‌. در مقاله‌های‌مورد نظر تا حد امکان تلاش شد تا‌تعریفی دقیق و اصولی از واژه دراماتورژی‌، جایگاه، وظیفه و نقش دراماتورژ و هم چنین تاریخچه پیدایش این مهم به شکلی روشن بیان شود. این بحثی بسیار مهم و گسترده‌ای در جهان امروز و تئاتر دنیاست. در قسمت پایانی این مجموعه این مقاله برصددیم که به تحول معنی این واژه در جهان پس از برشت و در نهایت مفهوم دراماتورژی امروزی دنیا بپردازیم.‌
تحول معني‌
اين تحول به چند دسته تقسيم شده است.
"1- حوالي دوران برشت و معناي تئاتر اپيک، مفهوم دراماتورژي معناي گسترده‌تري پيدا مي‌كند. در مفهوم برشتي، نقاطي عمده وجود دارد كه بايد به آن توجه شود. در حقيقت مسئله فرم و محتوا را بايد مورد عنايت قرار داد.
در مفهوم برشتي، دو پارامتر بسيار مهم است:
الف ـ ساختمان ايدئولوژيك/ محتوا/ پيس
ب ـ ساختمان شكل/فرم/ پيس
با عنايت به اين مفهوم، واژه دراماتورژ متحول‌تر مي‌شود. در اين تغيير و تحول، مفهوم دراماتورژي به بافت ايدئولوژيك اثر نيز توجه دارد.
2- ارتباط ويژه‌اي كه شكل با محتوا دارد، به معنايي كه " روست" (1) آن را مطرح مي‌كند. او مي‌گويد: "در هنر، فرم و محتوا در يك اتحاد يگانه هستند. در حقيقت اتحاد و يگانگي اين جهان با هم، يك ساخت قابل دريافت و يك نگرش قابل فهم را از فرم و محتوا به دست مي‌دهد." (2)
3- "مجموعه كار روي يك اثر ـ متن و ميزانسن ـ به خاطر تأثيرگذاري بر مخاطب است. به همين جهت، دراماتورژي اپيك كه برشت آن را مطرح مي‌كند يك فرم تئاتري را پيشنهاد مي‌كند كه در آن با ايجاد يك نوع فاصله‌گذاري سعي مي‌شود واقعيت اجتماعي به شكل قابل فهم‌تري براي تماشاگر ارايه شود. از اين طريق شركت تماشاگر در تغيير موقعيت اجتماعي را طلب مي‌‌كند." (3)
"دراماتورژي برشتي، شامل متن و امكانات صحنه‌اي و ميزانسن است. تئاتر اپيك، نمي‌تواند شكل بگيرد مگر اين‌كه اجرا شود. مطالعه دراماتورژي يك متن، شناخت و دريافت خطوط داستاني آن، فرم اجرايي آن براي به صحنه درآوردن اثر است." (4)
دراماتورژي امروزي
اما با گذر ايام و پيشرفت زمان، از مفهوم برشتي نيز گذشته و به مفهوم امروزي مي‌رسيم. "يرژي گروتفسكي"، پژوهشگر تواناي تئاتر لهستان در مقاله‌اي مي‌نويسد:
"در دراماتورژي نوين، آن چه اهميت دارد و مورد توجه قرار مي‌گيرد از دو منبع نشأت مي‌گيرد:
1- توهم: تلاش مي‌كند براي كم كردن فاصله بين صحنه و زندگي در اين نوع سعي مي‌شود، صحنه عين زندگي خلق شود.
2- ضد توهم "وسايل بياني و عمل ارتباطي را آشكار مي‌سازد" (5)
" در زبان‌هاي اروپايي دراماتورژي ـ نمايشنامه کاري ـ سه معنا را مي‌‌رساند:
هنر و تصنيف نمايشنامه (‌نمايشنامه‌نويسي‌)
2- شگرد‌ها، شيوه‌ها و سبک‌هاي نمايشنامه‌نويسي به نحوي که به ميانجي و کاربرد آن‌ها نمايشنامه از ساير‌ گونه‌هاي ادبي ‌متمايز شود.
3- نمايشنامه پژوهي(6) " (7)
به عقيده قطب‌الدين صادقي در دراماتورژي مدرن راجع به اين موارد بحث مي‌شود:
"1- فضا: چطور فضاي صحنه‌اي را به فضاي دراماتيك تبديل كنيم.
2- زمان: اصرار بر ارتباط پيوسته، تند، كند و …
3- خلق چهارچوب: نور، صدا، اشياء
4- اعمال فيزيكي: غذا خوردن و …
5- شخصيت‌ها: ويژگي‌هايشان، لباس‌هايشان
6- شكل صدايي زبان، ريتم، موسيقي
7- واقع‌گرايي: عيناً نشان دادن واقعيت و شكل ديگر آن كه تنها بخشي را نشان دهيم.
8- فاصله‌تاريخي، اجراي اثري از گذشته
9- معنا: وضوح و تفسير اثر." (8)
تمام اين‌هاست كه مصالح دراماتورژي مدرن را مي‌سازد. هدف نهايي تمام اين موارد، تأثير نهادن بر حس و انديشه‌هاي تماشاگر است. اين‌ها چيزهايي نيست كه همگي در متن آمده باشند بلكه همه اين موارد را در اجرا مي‌بينيم.
در حقيقت "دراماتورژي" بايد براساس "سمبولوژي" تمام نشانه‌ها را در متن بيابد.
به گفته صادقي؛ "دراماتورژ" حد فاصل نويسنده و اثر است و مهم ترين كارش بررسي ساختار است. وي حدفاصل كارگردان و اجراست.
ساختار دروني: عناصري كه جوهره‌موضوع را مي‌سازند.
ساختار بيروني: به مفاهيم شكل مي‌پردازد، شيوه‌اجرا "دراماتورژ" مغز متفكر گروه است؛ يك مشاور خبره است" (9)
محدوده کار دراماتورژ امروزي موارد زير است:
"1- در جدول برنامه ساليانه، صاحب نظر و عقيده است.
2- پژوهش مدارکي درباره نويسنده و اثر
3- اقتباس يا تغيير دادن متن، حذف يا افزودن قطعات متن
4- استخراج نقاط عطف در جريان معنايي اثر
5- جا دادن معناي كلي اثر در يك طرح كل سياسي، اجتماعي و وارد كردن اثر به يك جهان‌بيني جديد.
6- ناظري منتقد و منتقدي آگاه كه نگاهي تازه دارد." (10)
در نهايت "دراماتورژ" در مفهوم نوين و امروزي وظيفه‌اي ندارد جز پرسيدن مداوم يك واژه از تمامي اعضاي گروه؛ و آن واژه، چيزي نيست جز "چرا".
"چرا، اين نمايش را اجرا مي كنيم؟ چرا در اين فصل آنرا اجرا مي‌كنيم؟
چرا اين‌جا؟……چرا گروه تئاتر ما وجود دارد؟ … چرا اصلاً ما وجود داريم؟ … چرا اين نمايش را در گذشته، به روي صحنه نبرده‌ايم؟… چرا مخاطبان ما به دليل اين نمايش مي‌‌آيند؟ … چرا نود تا نود و پنج درصد مردم به ديدن آن نيامده‌اند؟ …" (11) و هزاران هزار چراي ديگر كه وظيفه اصلي "دراماتورژ" را معين كرده و متن غير قابل استفاده‌اي را به يك شاهكار جهاني تبديل مي‌كند.
زيرا بي‌ترديد همان‌گونه كه در كتاب " برشت در تئاتر؛ گسترش يك زيبايي‌شناسي" آمده است: "آموختن كاركردهاي بسيار متفاوتي از لايه‌هاي عمومي متن، به گروه، وظيفه‌ دراماتورژ است زيرا لايه‌هايي وجود دارند كه هرگز نمي‌توان تصوير هيچ بهبود كيفيتي در شرايط آن‌ها را داشت. دراماتورژ‌ها، شرايط مناسبي براي آن‌ها مي‌يابند.
هم‌چنين لايه‌هايي از متن وجود دارند كه مي‌توان برداشت‌هاي متفاوتي از آنها داشت. اين "دراماتورژها" هستند كه گروه را به سمت مناسب‌ترين و نزديك‌ترين گزينه‌ها به جوهره متن، نزديك مي‌سازند" (12)
پس مي‌بينيم كه‌"دراماتورژ" در حال حاضر به عنوان يكي از اصلي‌ترين عناصر گروه‌هاي تئاتري محسوب مي‌شود. او مي‌تواند به واسطه بيرون كشيدن لايه‌هاي فراموش شده اثر، اثر جديدي را حتي در يك شاهكار بيافريند. اثري كه شايد هرگز در تصور نگارنده اوليه آن، نگنجد و يک آفرينش و خلاقيت شگفت‌انگيز، محسوب شود.
به همين دليل است كه در تئاتر امروز جهان، نقش "دراماتورژ" را هم‌اندازه كارگردان صحنه مي‌دانند زيرا او كارگردان متن و تصويرگر متن است. كسي كه اثر را براي به صحنه بردن مي‌آفريند.

پي‌نوشت‌:
1- "Rousset"
2- Teater text book-opcit – p 87
3- همان، ص 386 و 387
4- What is Dramturg?- cardullo Bedrt–minapolis university poblicatins– 1995 – P. 103, 105

5- دراماتورژي چيست؟ گروتفسکي _ م .قطب‌الدين صادقي ـ فصلنامه تئاتر ـ سال سوم ـ ش 33 ـ ص 88
6-Study of drama
7- درآمدي به نمايشنامه شناسي ـ پيشين ـ ص 35
8- دراماتورژ و وظايفش ـ قطب‌الدين صادقي ـ فصلنامه هنرـ بهار1378 ـ ص 92
9- دراماتورژي ـ سخنراني قطب‌الدين صادقي ـ فجر 1379 ـ مجله‌هنرهاي نمايشي ـ دوره جديد ـ ش 82، ص 82
10- همان
11-Teater text book, opcit. P55
12 Brecht on Theatre: The Development of an Aesthetic - Bertolt Brecht- John Willett -Hill and Wang; Reissue edition-1990- P. p. 67 & 70

 

+نوشته شده در دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت22:6توسط محمدرضامولودی | |

با معرفي برگزيدگان در رشته هاي  مختلف بازيگري – نويسندگي- کارگرداني – طراحي صحنه- موسيقي- طراحي لباس نوزدهمين جشنواره تئاتر گلستان 5 آذرماه به کار خود پايان داد .

به گزارش روابط عمومي اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان گلستان، جشنواره مذکور در حالي به کار خود پايان داد که با انگيزه رقابت در عرصه خلاقيت هاي هنر نمايشي و ارتقاي سطح تخصصي هنرمندان و با هدف ارتباط هنري هنرمندان جوان در استان به مدت 5 روز برگزار شد. به همين منظور در آخرين روز اين جشنواره به برگزيدگان در رشته هاي مختلف با حضور مسولين، مديران کل و جمع کثيري از هنرمندان و هنرجويان جوايزي اهداء شد. بنابر همين گزارش بر اساس رأي هيأت داوران نفرات برگزيده رشته هاي به شرح زير اعلام شدند.

 

بروشور: در بخش هيأت داوران بعد از بررسي بروشورهاي کارهاي اجرا شده انتخابي نداشت.

 

گريم: در اين بخش نيز هيأت داوران با توجه به وجود گريم در پاره اي از نمايشهاي اجرا شده انتخابي ندارد.

 

طراحي لباس: در بخش طراحي لباس هيأت داوران ضمن تقدير از طراحي لباس نمايش کارنامه بندار بيدخش نگين حميدي جايزه خود را که شامل لوح تقدير و هديه نقدي به مبلغ پانصدهزار ريال به طراح لباس نمايش گل قداره شقايق کوهستاني از گرگان اهداء نمود.

 

موسيقي: در اين بخش هيأت داوران ضمن قدرداني از گروه موسيقي نمايش گل و قداره از گرگان جايزه خود را شامل لوح تقدير و هديه نقدي به مبلغ يک ميليون ريال به گروه موسيقي دو نمايش کارنامه بندار بيدخش از گنبد و نمايش راز نگاه مسافر غريب طوس از راميان به علي تهراني و محمد نعيمي اهداء نمود.

 

طراحي صحنه: هيأت داوران ضمن قدر داني از طراحان صحنه کارهاي اجرا شده بويژه طراحي صحنه نمايش گل و قداره از گرگان جايزه خود را شامل لوح تقدير و هديه نقدي به مبلغ يک ميليون ريال به طراحان صحنه نمايش کارنامه بندار بيدخش مصطفي مسلمي و حميدرضا ميرزايي از گنبدکاوس اهداء نمود.

 

بازيگري مرد:  هيأت داوران ابتدا بدون در نظر گرفتن رتبه به پاس همراهيها و همدليهاي سه تن از پيشکسوتان عرصه بازيگري استان با گروههاي نمايشي شرکت کننده در جشنواره هداياي خود را که شامل لوح تقدير به همراه يک ميليون ريال به هر يک از هنرمندان شامل: محمدرضا صميمي در نمايش گل قداره و شوک از گرگان ، عليرضا پورمحمد در نمايش گل قداره و شب آفتابي از گرگان، صفر روحي نامقي در نمايش شوک از گرگان اهدا نمود.

 

همچنين در بخش بازيگري مرد: هيأت داوران مراتب تقدير خود را از بازي بازيگران رشيد نصيري در نمايش شب آفتابي، صمد رحيمي در نمايش يک عاشقانه، محسن حکيمي در نمايش تاريکخانه ، مرتضي شکيبا در نمايش راز نگاه مسافر غريب طوس، جايزه ويژه خود را به حميد قاسمي به خاطر بازي در نمايش بندباز  شامل لوح تقدير و به همراه پانصدهزار ريال به هر يک از نمايشهاي گل قداره آقاي فرزاد شيخ نظري و شوک علي لياقي از گرگان اهداء نمود.

 

بازيگري سوم مرد: بخش هيأت داوران جايزه خود را مشترکاً شامل لوح تقدير و هديه نقدي به مبلغ يک ميليون ريال به مسلم اسماعيلي بازيگر نمايش يک عاشقانه از گرگان و اسفنديار قرنجيک بازيگر نمايش راز نگاه مسافر غريب طوس از راميان اهداء نمود.

 

بازيگري دوم مرد: در اين بخش هيأت داوران جايزه خود را شامل لوح تقدير و هديه نقدي به مبلغ يک ميليون و دويست هزار ريال به بازيگر نمايش شوک رضا مولودي از گرگان اهداء نمود.

 

بازيگري اول مرد : در اين بخش هيأت داوران جايزه خود را شامل ديپلم افتخار و هديه نقدي به مبلغ يک ميليون و پانصد هزار ريال به بازيگر نمايش گل و قداره به حسين شمس از گرگان اهداء نمود.

 

بازيگري زن: در بخش بازيگري زن هيأت داوران با تقدير از حضور بسيار زياد هنرمندانه همه بانوان در کليه نمايشها، مراتب قدر داني خود را به خاطر بازيهاي خوب و روان بازيگران زن خانمها الهام رحيمي به خاطر بازي در نمايش گل و قداره از گرگان و هديه اسفندي به خاطر بازي در نمايش تاريکخانه از علي اباد کتول، جايزه ويژه خود را شامل لوح تقدير و هديه نقدي به مبلغ پانصدهزار ريال به هر يک از خانمها رقيه اصلاني به خاطر بازي در نمايش تاريکخانه از علي آباد کتول، الهه يوسفي به خاطر بازي در نمايش شوک از گرگان و مهديس بحري به خاطر بازي در نمايش شوک از گرگان اهداء نمود.

 

بازيگري سوم زن: در اين بخش هيأت داوران جايزه خود را مشترکاً شامل لوح تقدير و هديه نقدي شامل يک ميليون ريال به هر يک از خانمها زهرا امامي بازيگر نمايش يک عاشقانه از گرگان- مونا ميرباقري بازيگر نمايش شوک از گرگان اهداء نمود.

 

بازيگري دوم زن: در اين بخش هيأت داوران جايزه خود را شامل لوح تقدير و هديه نقدي به مبلغ يک ميليون و دويست هزار ريال به بازيگر نمايش کارنامه بندار بيدخش شطيطه مازني از گنبد کاوس اهداء نمود.

 

بازيگري اول زن: هيأت داوران در اين بخش جايزه خود را مشترکاً شامل ديپلم افتخار و هديه نقدي به مبلغ يک ميليون و پانصد هزار ريال به هر يک از بازيگران نمايش هاي کارنامه بندار بيدخش مينا رجب زاده از گنبد کاوس و زهرا يوسفي بازيگر نمايش شب آفتابي از بندرگز اهداء نمود.

 

متن و نويسندگي: هيأت داوران در اين بخش با احترام به نويسندگان نمايشنامه هايي که غير بومي بوده و آثار ارزشمند آنان که توسط کارگردانان در اين جشنواره به اجرا در آمده به خصوص استادان بهرام بيضايي و بهزاد فراهاني جايزه حمايتي خود  را شامل لوح تقدير و هديه نقدي به مبلغ پانصد هزار ريال به نويسندگان نمايش هاي تاريکخانه محسن مقامي از علي آباد کتول و بندباز جلال سلامتي از گرگان اهداء نمود.

 

نويسندگي سوم: در اين بخش هيأت داوران جايزه خود را شامل لوح تقدير و هديه نقدي به مبلغ يک ميليون ريال به خاطر احراز رتبه سوم نويسندگي به هر يک از آقايان ابولقاسم مهدوي به خاطر متن نمايش شب آفتابي از بندرگز، مجيد بيکي به خاطر متن نمايش شوک از گرگان، احمدرضا جندقي به خاطر متن نمايش يک عاشقانه از گرگان اهداء نمود.

 

کارگرداني سوم: هيأت داوران در اين بخش جايزه خود را شامل لوح تقدير و هديه نقدي به مبلغ يک ميليون ريال به هر يک از کارگردانان نمايشهاي شب آفتابي رشيد نصيري از بندرگز ، يک عاشقانه احمدرضا جندقي از گرگان، شوک مجيد بيکي از گرگان اهداء نمود.

 

کارگرداني دوم: در اين بخش هيأت داوران جايزه خود را شامل لوح تقدير و هديه نقدي به مبلغ يک ميليون و پانصد هزار ريال به کارگردان نمايش گل قداره محمدرضا مولودي از گرگان اهداء نمود.

 

کارگرداني اول: در اين بخش هيأت داوران جايزه خود را شامل ديپلم افتخار و هديه نقدي به مبلغ دو ميليون ريال به کارگردان نمايش کارنامه بندار بيد خش حميدرضا ميرزايي و مصطفي مسلمي از بندرگز اهداء نمود.

 

در بخش معرفي دو نمايش جهت حضور در جشنواره منطقه اي استان سمنان: هيأت داوران پس از بحث و بررسي هاي فراوان نظر خود را بدين شرح اعلام مي نمايد: نمايش کارنامه بندار بيدخش از شهرستان گنبدکاووس و گل و قداره از گرگان

 

نوزهمين جشنواره تئاتر استان گلستان با داوري رضا حامدي خواه- حسن رستماني و الله قلي نظري بعد از 4 روز به کار خود پايان داد.

 

+نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت11:47توسط محمدرضامولودی | |

این فردوس منست که میکوچد

چه زود رسید

فصل کوچ چلچله ها

و زمان باروری پروانه ها

وهنگام رها شدن قاصدک پیر خانه مان

به ترانه های کوچک و خوشبخت پرواز

بهار فردوس من

بس نزدیک مینمود

ومن

دور شدن ترن دو اسبه او را

در اندوه  جیغ پرستو ها

میبینم

فردوس من

امشب

تا هزار صبح روشن دیگر

با تاریکنای زمان مسکون من

فاصله میگیرد

فردوس من

امشب میکوچد

 

+نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت11:42توسط محمدرضامولودی | |

 

گل و قداره به روي صحنه رفت

نمايش گل و قداره کاري از محمدرضا مولودي و نويسندگي بهزاد فراهاني صبح امروز در تالار فخرالدين اسعد گرگاني به روي صحنه رفت

به گزارش روابط عمومي اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان گلستان نمايش گل و قداره با موضوع عارفانه و عاشقانه و برداشت آزادي از قصه آشناي داش آکل صادق هدايت و با نگاه تازه و نو مي باشد.

 

در نمايش گل و قداره محمدرضا صميمي، عليرضا پورمحمد، محمدرضا مولودي، يحيي نژاد باقر، محمدحسين شمس، مهديس بحري، الهام رحيمي، احسان عباسي، فرزاد شيخ نظري و محمد رضا خوشبختيان به ايفاي نقش مي پردازند.

 

محمدرضا مولودي از سال 1361 با کار پانتوميم مجسمه در مدرسه ابتدايي رهنما وارد عرصه هنري شد  و در کارنامه هنري خود تاکنون 50 اثر در شاخه بازيگري- کارگرداني و نويسندگي به ثبت رسانيده است

 

گفتني است در پايان نمايش كه با حضور 500 نفر از علاقمندان به هنر تئاتر به اجرا در آمد جلسه نقد و بررسي در سالن جنبي تالار به مدت 60 دقيقه برگزار شد.

نمايش شوك به روي صحنه رفت 

نمايش شوك كاري از گروه خانه خاطره به نويسندگي و كارگرداني مجيد بيكي به روي صحنه رفت.

به گزارش روابط عمومي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان گلستان موضوع نمايش فوق اينگونه تشريح شد كه سيامك جلاير بازيگر معروف تئاتر و سينما مي پذيرد كه در شب قرائت وصيت نامه نقش شوهر رويا را بازي كند. در شب موعود به دليل قتل محكوم به مرگ مي شود و به مسلخ مي رود اما در انتها درمي يابد كه همه ي اين ماجرا هديه ي يك گروه نمايشي بوده است.

 

نمايش شوك با بازي صفر روحي – محمدرضا مولودي- محمدحسين شمس- مونا ميرباقري – مهديس مجري- الهه يوسفي- علي لياقي- فرزانه مرادي – مجيد بيكي و محمد رضا صميمي اجرا شد.

 

مجيد بيكي متولد 1345 ، وي در سال 1356 با بازي در انفجار بادكنك ها وارد عرصه هنري شد و در شاخه بازيگري- كارگرداني و نويسندگي 60 كار هنري را در پرونده هنري خود به ثبت رسانيده است.

 

نمايش مذكور با حضور 300 نفر از علاقمندان به هنر تئاتر به اجرا درآمد و در پايان جلسه نقد و بررسي به مدت 40 دقيقه در سالن جنبي تالار برگزار شد.

+نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت12:32توسط محمدرضامولودی | |

اختتامیه جشنواره تئاتر استانی استان گلستان برگزار شد و  نمایش گل و قداره برنده جوائز زیر گردید

۱ . جایزه بهترین بازیگر مرد آقای محمد حسین شمس

۲ بهترین بازیگر دوم مرد ( خودم)

۳ . لوح تقدیر از بازی گر مرد (فرزاد شیخ نظری )

۴ . لوح تقدیر بازی گر مرد ( محمدرضا صمیمی )

۵.  لوح تقدیر بازیگر مرد (علیرضا پور محمد)

۶. تقدیر از بازیگر زن ( مهدیس بحری)

۷ . لوح تقدیر طراحی لباس خانم شقایق کوهستانی

۸. نمایش گل و قداره به عنوان منتخب استان به همراه نمایش کارنامه بندار بیدخش نوشته استاد بهرام بیضایی جهت شرکت در جشنواره تئاتر  منطقه ای انتخاب شد که این یکی خیلی به دل من نشست

در ضمن   در ضمینه طراحی صحنه و موسیقی جزو کاندیداهای دریافت لوح تقدیر بود که به گروه های دیگر تعلق گرفت

امشب  واسه من شب رویایی بود و میدونم که خدا امشب درست کنار من نشسته بود

من امشب به همه گروه نمایش خودم سخت بالیدم و احساس شعف و غرور کردم و از خدا میخوام  در آورد گاه بعدی هم یه صندلی خالی کنار من  در نظر بگیره و منو تنها نذاره

واسه همه دوستام که تو این جشنواره شرکت داشتند

من  ایمان دارم که حضور پر رنگ شما غنا و مفهوم خاصی به این رویداد سالانه در استان داده بود و  همچنین ایمان دارم که میدونید اگه هر موفقیتی در منطقه ای به دست بیارم مدیون شما بوده و اونو به همتون تقدیم میکنم

+نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت23:15توسط محمدرضامولودی | |