|
دیده که نمیشی
دا ره یادم میاد دیدمت چند بار چند بار دیدمت کجاشو نمیدونم یعنی میدونم ها! ببینم تو نه نه نه تو اون نیستی اون! میدونی؟! اون تا منو میبینه میگه دیووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووونه
خلاصه اندر حکایت تئاتر استان شهرستان نمای روستا مسلک ده پیشه گلستان همیشه نمک زار بگویم که : چون کاوه آهنگر تصمیم بر آن گرفت که ارابه اژدهاک بد نهاد را واژگون کند دید نه بابا کار باباشم نیست این روز ها دیگه کسی با ارابه و این چیزا که جایی نمیره! دوره دوره سرعته آقا جان چرا بر خلاف جریان آب شنا میکنی؟ چرا بر خلاف شئونات ... کار میکنی؟ و هزار تا چرای دیگه که کاوه بدبخت تصمیم بر آن گرفت یعنی بر آن شد اول همه دور درفش و انقلاب و کار و آهن و آهنگری و هزار تا چیز خوب دیگه رو خط بکشه خط کشیدنی ! بعدشم بره یه گوشه ای یا معتاد بشه یا راننده کامیون یا دست فروش یا مغازه دار یا نون خشکی یا حتی نخودی بیخودی اما چشش افتاد به نامه یکی از یارانش در پست قبلی و به خودش گفت تا شقایق هست زندگی باید کرد
از من دوری و ... نزديك كنارم نيستی و ... هستی آرومַ آروم... بر گونه هايַ گرمַ عشق بوسه ميزنم تا تو رو نصيبַ خودم كنم و خودم رو غرقַ لذت ... ناب ترين شعرهایַ عاشقانه ام رو تقديمַ تو ميكنم و اين قلبַ عاشقم و فدایַ تو می دونم ... می دونم ... منو می خونی ... شايد كه بفهمی ... شايد كه بدونی ... (عاشق) با توام ... آره خودַ تو می دونی...خودַ تو هستی شعرامو می خونی اما هنوز دل به من نبستی با توام ای بهترينم غريبه نيستی با چشمام من يه عمره كه می گردم من يه عمره تورو می خوام عشقַ من به تو يه دنياس دلַ من با تو صميميست می دونی از چه زمانی ؟ عمريه ... وقتַ كمی نيست هميشه تویַ خيالم دستاتو با عشق می گيرم می دونم اگه نباشی يه روز از غصه می ميرم كاشكی كه يه روزַ نزديك عشق و از چشام بخونی دوست دارم تورو ببوسم عاشقم ... كاشكی بدونی با توام ... خودַ خودַ تو خوب می دونی كه كی هستی شعرامو می خونی اما هنوز دل به من نبستی ...
می خوام خیال بفروشم میخوام بگم هنوز که هنوزه رویاهام می ارزن آی بیایین پروازی ها آی همه آسمونی ها رویاهای من هنوز که هنوزه برای پرواز تون بال میشن برای خوابتون بالشت میشن برای دلا تون بالین گرم آی آدمای خاکستری رویاهام هنوز که هنوزه هستن فقط یه ریزه کوچولو ان چه خیالیه مال بد بیخ ریش صاحبش!
http://www.ghadareh.blogfa.com /
وبلاگ گل و قداره دیدن کنید ممنون میشم
بازم سرما بازم سرما بازم رفتن بازم برف و سپید و آبی ساکت و هم رفتن وهم (وهم ) و و هم سرما بازم سرما دو باره برف اومد اونم یه عالمه و باز زمین خوردن ها و آدم برفی ها و رقصیدن گلوله های برف قبل از خوردن به سر و کله آدما یی که از خیابونا میگذشتن و خنده از اون ته ته های دل بچه ها و فیتیله و فردا تعطیله و صف نان خلوت و شومینه و چای مامان که همیشه حاضره و یه عالمه قصه که پریماه واسه هرشب میخواد و شیرجه پرهام تو هفتاد سانت برف و ... باز هم سرما
زندگی واژه سردیست همنام هوس و گلیمی بیرون ز جفا زندگی اما باز فریاد بلندیست تا مرز عطش وسکوتی سنگین لبریز صدا اینچنین محکومیم اينچنين در مانده اينچنين از سر فقر آرزو هاي حقارت زده فكر تو را ميكشم بر صورت ومن آواز قديم ساليان تقدير و من از جاده دور ومن از جاده دير خواب ديرين تو را ميبلعم تو مرا ميخواني؟ تو مرا با يك خط گرچه بد گون و كريح گرچه مخدوش و سياه تو مرا ميخواني؟ و كسي آنسوتر مينگارد من را و فضا مي نوشد در پس سوگندم من در انديشه ناب كاش ميشد آسمان دل من پيدا بود
رمق نا نای من نای تو نای دست زدن برای یک بار تنفس برای هر روز مکیدن ایستادن جلوی شیشه ای رک گو وسلام کردن به کسی که هر روز بد قیافه تر مرا میبلعد رها شدن رفتن خدا شدن چه عیبی داره؟ نای خدا شدن خلق کردن رفتن رفتن عبور نای عبور تا ژرفنای تاریک و پر باد تا همه روز مره دنباله دار مکیدن آن هم هر روز از عصاره مکش نای مکیدن رویا ها تا ته ته های آبی بی انتها نای سکوت نای سکوت نا ی س کو ت ...
|
About![]()
همیشه Archivesمهر 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 Links
استخاره با قرآن
دوست یابی ایرانیان
نقد |