تبليغاتX
پیش بینی مسابقات فوتبال با میلیون ها ریال جایزه در سایت بی طرف لذت و مستی

لذت و مستی

حرفهایی از سر دلتنگی

دیوونه کیه ؟                                                        
عاقل کیه ؟
جونور کامل کیه ؟

واسطه نیار به عزتت خمارم
حوصله هیچ کسی رو ندارم

کفر نمی گم سئوال دارم
یک تریلی محال دارم

تازه داره حالیم میشه چیکارم
می چرخم و می چرخونم سیّارم

تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم

تازه دیدم که دل دارم بستمش !
"راه" دیدم نرفته بود "رفتمش "
"جوانه" نشکفته را "رستمش "
"ویروس" که بود حالیش نبود "هستمش"

جواب زنده بودنم مرگ نیود ! جون شما بود ؟
مردن من مردن یک برگ نبود ! تو رو خدا بود

اون همه افسانه رو افسون ولش !!
این دل پر خون ولش !
دلهره گم کردن " گدار" مارون ولش !
تماشای پرنده ها بالای " کارون" ولش؟
خیابونا ، سوت زدنا ، شپ شپ بارون ولش

 دیوونه کیه ؟
عاقل کیه ؟
جونوور کامل کیه ؟

گفتی بیا زندگی خیلی زیباست ! دویدم !!
چشم فرستادی برام
تا ببینم
که دیدم

پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه ؟
کنار این جوی روون نعناش چیه ؟

این همه راز
این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست ؟

آوردی حیرونم کنی که چی بشه ؟ نه والله !
مات و پریشونم کنی که چی بشه ؟ نه بالله !

پریشونت نبودم ؟!
من
حیرونت نبودم ؟!

تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه !
"اتم " تو دنیای خودش حریف صدتا رستمه !
گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه !
انجیر می خواد دنیا بیاد آهن و فسفرش کمه !

چشمای من آهن انجیر شدن !
حلقه ای از حلقه ی زنجیر شدن !

عمو زنجیر باف زنجیر تو بنازم
چشم من و انجیر تو بنازم !

 

دیوونه کیه ؟
عاقل کیه ؟
جونور کامل کیه ؟!

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت10:55توسط محمدرضامولودی | |

اینه                                           

اینجاست

امیری

آبادان

وهنوز جای گلوله

وهنوزآب آلوده

وهنوز اروند تشنه

آره

همینه

آبادان

ببینم شمارو یاد پرسپولیس ننداختم؟

+نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت23:41توسط محمدرضامولودی | |

درد

آنسوتر           

دوام

آنسوتر

دعا

آنسوتر

کدامسو؟

نمیبینی ام!

دعا

گفتی

درد

گفته بودی

ببین  من اینک به نمازم

تا صبحی دیگر درود

درود

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت23:33توسط محمدرضامولودی | |

به زیبا ترین و کوتاه ترین شعری که در مورد این تصویر بگید یه سیم کارت اعتباری ارزون قیمت  جایزه میدم  لاف  هم نیست خداییش دلم میخواد همه احساس بداهه ای که از دیدن این تصویر دارید در جملاتی  کوتاه بیان کنید

[

 

جایزه مهم نیست این که مینویسی مهم تره  اما قطعا جایزه در کاره

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت23:53توسط محمدرضامولودی | |

آخرت

با تولدی نو     

اینک

بر دامان مادرم

شیر کودکی های مرا

می بلعد

آنچه از آن من است

آن من است

آخرت

کشان کشان

مرا از خانه ام

از بستری گرم

از دامان مادرم

بیرون میبرد

جایی که

آن من است

مرداب!

ژاکت سبز مرا باز گردان

هوا اینک رو به سردیست

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت8:18توسط محمدرضامولودی | |

 

علی شریعتی

نوش جان مي كنم اين جام زهر آلود را

كه تدارك ديده اند ميزبانان سخت كوش و شياد

در اين بزم طرب انگيز مرگ بار

و تف  تف  ، بر مي گردانمش

با جگر پاره هاي سوخته دلم

و آواز مي خوانم

غزل وداع را در مايه شور

تا بل فرو بنشانم شوري اين سرمستي بي هستي را

و جگر گوشه ام را مي بخشم

به كسي جز من

بر تو

تا بر مزارم ضربدر بزني

نامم را و كنيه ام را

تا در ميان قبيله ام

و در ميان كتاب ها و مكتوب ها و كتيبه ها

براي هميشه  ، نسلم از صحنه روزگار محو شده باشد

------------------------------------------------------------

منبع سایت این هنر مند بزرگ

                                                           http://hosseinpanahi.com/

+نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت20:12توسط محمدرضامولودی | |

تیشه

دشنه

لبریز

گم و گور

هرزه

خیس

کنار(با ضمه ک)   نیگاه نکن...از نیگاه تو...بارون خونه مون میترسه

شیشه

لئوناردو داوینچی

چی؟!!!

لئوناردو!

لئوناردو ووووو!

خوب! مگه فکر کردی کرم ادامه بده دارم

خواب

سوز

کرسی (با ضمه...)

میدونم با ضمه ک

نوشتی؟

میبینی که

جا لباسی

کوره آدم پزی

خر ما لوی لهیده

تب نداری؟

نمیدونم

نمیدونم!

نه ننویس جوابتو دادم

نه ...ننویس...جوابتو دادم...

...

ادامه بده

...

خوابیدی

...

بزار لحافو تا بینی روت بکشم که سینه پهلو نکنی یهو

...

 

+نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت0:53توسط محمدرضامولودی | |

از وبلاگ هیچکس

تمام من

اینک

ایستاده تری قصیده ای

که نسروده

که نفس کشیده است

با حلوای مادر بزرگ

فاتحه میگوید

تمام من

اینک

تمامی غزل های کهنه خوابیده را

بیدار باشی بزرگ

فریاد میکند

تمام من اینک

ایستاده ترین و پرخروش ترین فکر مرا

بر تابلوی نئونی که همیشه روشن است

مینگارد

این انگاره ای بی موقع

در آستانه رهیدنی بزرگ است

که مینوشم

+نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت5:51توسط محمدرضامولودی | |