تبليغاتX
پیش بینی مسابقات فوتبال با میلیون ها ریال جایزه در سایت بی طرف لذت و مستی

لذت و مستی

حرفهایی از سر دلتنگی

يك سال گذشت

آقا رضا الان كجايي

ميتوني از ميون اين همه ابر و از اون بالا بالا ها

منو كه خيلي خاطر خواهتم ببيني؟

منو ميبيني؟؟

آقا رضا

خيلي نوكريم به خدا

 

 

 او مي‌گفت كه دلم نمي‌خواهد در حالي كه زنده‌ام فراموش شوم. دوست دارم زماني كه ميميرم خودم را ثبت كرده باشم

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت21:31توسط محمدرضامولودی | |

+نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت21:48توسط محمدرضامولودی | |

ساعت نه..حياط خونه من...يخ زده و...

غروب كه ميشه

دلم واسه ساعت نه تنگ ميشه

اونوقت

 دعاهام واسه استجابت

 كوچولو ميشن

 و من يخ نميزنم

+نوشته شده در دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت10:39توسط محمدرضامولودی | |

 

 

 آسمان... برات...  هدیه نداره ... بخواب کاکا ...

يعني ميشه مونو تو... دوتايي ...لب شط...او كنار  سده...

يعني ميشه ...؟؟ميشه!؟

 

 

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت13:31توسط محمدرضامولودی | |

 

اين همه زيبايي

اين همه تنوع رنگ

اين همه تحرك

اين همه نگاه

اين همه نجابت

اين همه غرور

به كجا  ها مي خواي بري مه گونه مهربان

ساعت ۹ نزديكه ومن

توي حياط

سردم نميشه

 

 

+نوشته شده در جمعه سوم آذر 1385ساعت17:59توسط محمدرضامولودی | |