تبليغاتX
پیش بینی مسابقات فوتبال با میلیون ها ریال جایزه در سایت بی طرف لذت و مستی

لذت و مستی

حرفهایی از سر دلتنگی

هی

شناور می آید
من
آسمانی!
هی

باتوام!
من
ستارههایت را
با یویویی کهنه
که مرا به کودکی هایم میرساند
عوض نمی کنم 
آسمانی!
به زمین تشنه ای که در پیش است
بهانه میدهی
یا ستاره؟
هی
آسمانی
مادر گونه مهربان!
به زمینی ترین زمین تشنه ات
نگاه کن!
رفته ام
رفته ام
رفته ام
و پشت سرم
فقط غبار است
وشاید
مه رقیقی
واز پشت

انبوهی بیشمار

 درخت!
و وحشت
حظ کردم

از تمجمج

از کلیشه ها

نمیگویی؟

بگو

بگو مادرگونه:

شاد باش و دیر زی

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد 1385ساعت22:38توسط محمدرضامولودی | |

به جست و جوي تو
بر درگاه ِ كوه ميگريم
در آستانه دريا و علف

به جستجوي تو
در معبر بادها مي گريم
در چار راه فصول
در چار چوب شكسته پنجره ئي
كه آسمان ابر آلوده را
قابي كهنه مي گيرد
. . . . . . . . . . . .
به انتظار تصوير تو
اين دفتر خالي
تاچند
تا چند
ورق خواهد زد؟


***
جريان باد را پذيرفتن
و عشق را
كه خواهر مرگ است

و جاودانگي
رازش را
با تو درميان نهاد

پس به هيئت گنجي در آمدي
بايسته وآزانگيز
گنجي از آن دست
كه تملك خاك را و دياران را
از اين سان
دلپذير كرده است

!
***
نامت سپيده دمي است كه بر پيشاني آفتاب مي گذرد
- متبرك باد نام تو

و ما همچنان
دوره مي كنيم
شب را و روز را
هنوز را

+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت16:49توسط محمدرضامولودی | |

آهای
کجایی
اینجا خیلی تاریکه
کجایی
منو میبینی
من نمیبینمت
هیچی رو نمیبینم
چشام
چشام
عیب از چشامه؟
تو میدونی؟
تو میدونی
آره
از تو میپرسم
که اون بالایی
آهای
آهای
صدامو میشنوی؟
من
هیچیرو نمیبینم
ببینم
ندیدن که گناه نیست؟
اگه هست بگو ها
هنوز یه چند تومنی پول دارم
کفاره میدم
بگو تا پولامو لواشک نخریدم
آهای...

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت20:3توسط محمدرضامولودی | |